شنبه است، از اون شنبه هایی که یه عالمه آدم بعدنا می شه خاطره ی مشترکشون.از همون نوع شنبه هایی که چند سال دیگه میلیونها آدم یادشونه که فاصله ی بین چهار تا هفت بعدازظهرش کجا بودند. حالا گیریم که بعضیا پشیمون هم شدند که اونجایی که باید، نبودند. اما خدا کنه همه ی اونهایی که تو فاصله ی چهار تا هفت بعداز ظهر شنبه سی خرداد توی خیابون آزادی هستند سلامت باشند. خدایا اگر خون از دماغ یکی شون بیاد مسول خود تویی و باهاس یه فکری برات کرد، فعلن هم ما زورمون به تو میرسه فقط…گفته باشیم.
ژوئن 20, 2009 در t 9:30 ق.ظ
rast migi khatere mishe. vli khodakone khatereye khoob beshe hadeaghal.na azoon khaterehayi ke 30 sale darimo hamashoon talkhano harvaght yademoun miofte aah mikeshim o ashk too cheshamoon jam mishe. khodaya manam moafegham.kheili vaghte daram be in mozoo fekr mikonam ke to chera be ma miresi havaset part mishe? joone hamamoon indafe havaseto shish dung jam kon o movazebe oon bachehayike jooneshouno gozashtan kafe dasteshon o raftan ke haghe hamamoono begiran bash. khodaya hamkelasihamo beto misparam va hameye ham ashiyonehaye bipanahamo.joone to o joone oona…. z
ژوئن 20, 2009 در t 9:33 ق.ظ
دلم میخوادامروز روزتاریخی خوب وثمربخشی درتاریخ ایران وتقویم کشورم ثبت بشه یه چیزی مثل 29اسفند(ملی شدن صنعت نفت)آخه هیچ دوست ندارم درسالهای بعدکه30خردادمیرسه جشن تولدم روباخاطره ای تلخ ازگذشته کشورم برگزارکنم!!!
ژوئن 20, 2009 در t 11:13 ق.ظ
کجاست محمد زهری شاعر مورد علاقه پدرم که کاشک امروز برانگیخته میشد در این رستاخیز ملت همیشه جاوید ایران.
امروز جوانان برومندت به خواسته اند باشد که روح پر فتوحت پشتیبانشان باشد
ژوئن 20, 2009 در t 11:17 ق.ظ
کجاست محمد زهری شاعر مورد علاقه پدرم که کاشک امروز در این رستاخیز ملت همیشه جاوید ایران برانگیخته میشد.
امروز جوانان برومندت به پاخواسته اند باشد که روح پر فتوحت پشتیبانشان باشد.