شکستن=از بین رفتن

By Remedios

فرشته ی کوچولوفرشته ی کوچولوی من یکی از اعضای جعبه گنج من بود که هیچ وخ از خودم جداشون نمی کردم(بعله من هنوز هم جعبه ی گنجی دارم واسه خودم) برای اینکه جلوی چشمم باشه گذاشته بودمش رو تاقچه که نفهمیدم چطور بعد این همه وخ دستم بهش خورد و شکست…این همه وخ یعنی نزدیک سی سال، تقریبا قد همه ی عمرمن. نفهمیدم چی شد؛ پر دستمال گردگیری بهش گرفت یا دستم؟بی احتیاطی من بود یا قضا و قدر به قول مامانه؟مهم اینه که شکست… شکست.

يك پاسخ برايش بگذاريد