امروز های لعنتی من

By Remedios

tumblr_kodsgvWwT51qzb7gjo1_500

 

فقط مانده ام این” امروز” چرا تمام نمی شود؟

13 پاسخ به “امروز های لعنتی من”

  1. امیر می گوید:

    شاید چون خودت نمی‌خوای که تموم بشوند…. یا اجازه نمی‌دی بهشون که تمام بشوند…

  2. امیر می گوید:

    چقدر خوب که اسم وبلاگت رو دوباره عوض کردی…. کاش بقیه چیزها رو هم می‌شد…. نه ول کن! خلاصه که خوبه…خوبه….

  3. shirin می گوید:

    یه عبارت نوشتم توی اولین وبلاگی که خوندم تا الان که به تو رسیدم تقریبن مطابق با همه بوده!! مجبورم واسه تو هم بگم عزیزم… و اون اینه که شب نیست آرتی جون تو عینک دودی تو بر دار!

  4. پویا می گوید:

    منم موندم ولی

  5. ابوالفضل می گوید:

    خانوم اجازه! خانوم اجازه! خانوم… اجازه! من می‌دونم! من می‌دونم، بگم؟ برا اینکه… برا اینکه… ممممم! برا اینکه… بخدا میدونستم خانوم. الانه یادم رف.

  6. آ / ف می گوید:

    مال منم تموم نميشه

  7. dordaneh می گوید:

    1 chizai hast ke hala halaha tamoom nemishe nabayd adat kard beheshoon vali karish ham nemishe kard kolan!!!!!!!!

  8. دیوان بلخ می گوید:

    به قول مش قاسم حرف از ناامیدی زدن بی ناموسیه. پیزی را به هم بکش که وقت تنگ است.
    —————————————–
    آرتمیس: یعنی این کامنت خداااااا بود از لحاظ شاهکاریهااا…آن پیزی را به هم بکش که وقت تنگ است خودش یک پست جداگانه می طلبد مرسی

  9. تبسم می گوید:

    این نیز بگذرد…

  10. آیدین می گوید:

    تا یه چشم بهم بزنی تموم میشه!
    فقط خیلی زوود تموم میشه!!!!

  11. haafez می گوید:

    اگر تموم بشه که می فهمی دروغ ِ

  12. haafez می گوید:

    re:
    افتخار حضور شما شاهکار است
    نه چرندیات ِ حقیر
    _________________
    آرتمیس: شکسته نفسی می فرماین جناب

  13. cochran می گوید:

    یا به عبارتی : همه زندگیمونو میگذرونیم به امید یه لحظه خوش ولی اون لحظه کجاست!

پاسخ دهید