پی نوشت: بخوانید سی و پنج درجه را و این حرف من هم هست، اگر می شد من این رو پنج بار شر می کردم ولی خب نمیشه شما اینو ده بار بخونید ولی!
پی نوشت بعدنش: مخاطب این نوشته م خودمم. این رو برای اولین وآخرین باره که توضیح می دم چون دلم نمی خواد کسی برداشت دیگه ای بکنه…چون انتشار این پست با قضیه ای مرتبط شد که خب میشه کاملن ربط داد ولی خب ربطی نداره…
پی نوشت از اون بعدن بعدن تر: “امینه” می خونم…همین.
سپتامبر 23, 2009 در t 6:19 ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااای فکر کن. من هم با این همه درس نخوانده ای که دارم جمعه کتاب بعد از 11 سپتامبرش رو خریدم و نشستم و خوندم. امینه رو پنج شش سال پیش خوندم. و عاشقش شدم. فوق العاده است…یعنی شاید اگر یک روزی دختر دار شدم اسمش را بذارم جیران. یعنی شاهکاره بهنوده به نظرم.
سپتامبر 25, 2009 در t 8:00 ق.ظ
عجب ………. ok