دنیای مجازی ای که توش گیر کردیم فعلن!

By Remedios

ای آن‌هایی که من شما را می‌شناسم و شما من را می‌شناسید و همه هم خودمان را کاربلد، وبلاگ‌خوان، قدیمی و حرفه‌ای دنیای نت می‌دانیم، جان مادرتان از سوژه یابی برای پست‌های احتمالن مخاطب‌دار دست بردارید، جان مادرتان به تصور مثال احتمالی ذهنتان در همان ذهنتان بسنده کنید، جان مادرتان من به جهنم، بقیه را آزرده نکنید. به خدا این او نیست، او این نیست، هیچ کس هیچ کس دیگر نیست، شما از زندگی من، ارتباط نوشته‌های من با واقعیت، موقعیت مکانی و زمانی حوادث، شیوه‌ و سلیقه‌ی بازی با تاریخ‌ها و اسامی و خیلی دیگر از بیماری‌های من هیچ چیز نمی‌دانید.

پی نوشت: بخوانید سی و پنج درجه را و این حرف من هم هست، اگر می شد من این رو پنج بار شر می کردم ولی خب نمیشه شما اینو ده بار بخونید ولی!

پی نوشت بعدنش: مخاطب این نوشته م خودمم. این رو برای اولین وآخرین باره که توضیح می دم چون دلم نمی خواد کسی برداشت دیگه ای بکنه…چون انتشار این پست با قضیه ای مرتبط شد که خب میشه کاملن ربط داد ولی خب ربطی نداره…

پی نوشت از اون بعدن بعدن تر: “امینه” می خونم…همین.

2 نظر to “دنیای مجازی ای که توش گیر کردیم فعلن!”

  1. nazanin می گوید:

    واااااااااااااااااااااااااای فکر کن. من هم با این همه درس نخوانده ای که دارم جمعه کتاب بعد از 11 سپتامبرش رو خریدم و نشستم و خوندم. امینه رو پنج شش سال پیش خوندم. و عاشقش شدم. فوق العاده است…یعنی شاید اگر یک روزی دختر دار شدم اسمش را بذارم جیران. یعنی شاهکاره بهنوده به نظرم.

  2. پشت کوهی می گوید:

    عجب ………. ok

يك پاسخ برايش بگذاريد