دیدی یه وقت هایی هس همچین می گردی دنبال دلیل واسه خوشحالی، وخ چه فت و فراوونه و آخر روز همچین لپ هات درد گرفته بس که هی نیشت وا بوده؟؟ وخ همونقدر بلکم بیشتر روزهایی هستن که داری دنبال غم و غصصه می گردی و خودت حواست نیس! دیدی؟؟ بعد این وسط هم اون روزهاس که تصمیم به شروع یه کار گرفتی و در بروز اتفاقات و حوادث بد، فقط مونده یه یوفو زمین رو بمبارون کنه تا تو اون کار رو انجام ندی! دیدیشون؟؟حواست بوده؟؟ وخ یکی می گفت آدمهای موفق اون روزشون رو تا آخر دووم آوردن و بیخیال کارشون نشدن…وخ من گفتم چه آدمهای تنگی خب!
…
سپتامبر 29, 2009 در t 9:49 ق.ظ
چه آدمهای تنگی!
سپتامبر 29, 2009 در t 12:27 ب.ظ
اي بابا يعني حالا زير اينهمه يوفو و بد بختي بايس يعني اين كار كوفتيم آدم شورو كنه؟ چه حرفا! من كه نيسم
سپتامبر 30, 2009 در t 10:14 ق.ظ
behtarin javabe momkeno dadi
اکتبر 1, 2009 در t 9:47 ق.ظ
آرتمیس جان آماده باش تا به زودی درناها را هوا کنیم
اکتبر 3, 2009 در t 5:23 ق.ظ
سلام
چي ميگي ،چيكار ميكني ،تو حالت از منم بدتره
به من سر بزن
اکتبر 4, 2009 در t 6:47 ب.ظ
منتظرم. هر چه زودتر ایشاللا