بله برای خودم عجیب است که بعداز اینهمه وقت که برگشتهام اینجا، پسورد را یکبار و بدون اشتباه واردکردم و شد. انگارکن کلیدقدیمی که گوشهی کیف باشد و یکدفعه هوس خانهی قدیم کنی و بری و کلید را بیندازی توی قفل وبیکلنجار در بازشود و لولای آن صدا هم نکند.
آمدم دیدم من خیلی وقت است از ترسم از اینجا رفتهام و دلیلش همان که افتد و دانی است خب. گودر هم که بستهشد و دوبارهافتادهام بین وبلاگها میبینم که خیلیها آدرس همین خانهی قدیمی را دارند و درخانهرا که باز کردم یک عالمه نامه و کارتپستال را از پشت در جمع کردم و حالا دارم دستی بهسروگوش اینجا که نه، ولی همین یادداشت را مینویسم برای آدمهای قدیمی که خیلیوقت است اسبابکشیدهام به این آدرس و دیگر اینجا نمینویسم:
http://bellaremedios.blogspot.com
زمستان را همیشهدوست داشتهام و همیشه قدمش برایم خوببودهاست. بهگلهای نرگس و انار و شبچله نو کردم این زمستان را.